شفای زندگی اثر لوییز هی

شفای زندگی اثر لوییز هی

درباره کتاب

شفای زندگی نوشته لوئیز ال.هی نویسنده و سخنران انگیزشی آمریکایی است.

لوئیز ال. هی در کتاب شفای زندگی از قدرتی که ذهن انسان‌ها دارد

و صحبت می‌کند و به خوانندگان می‌آموزد که می‌توانند با افکار عالی، زندگی خود را بسازند.

لوئیز ال. هی نویسنده‌ی کتاب شفای زندگی، اثرش را مانند هدیه‌ای می‌داند که آن را به تمام خوانندگانش تقدیم کرده است.

کتاب شفای زندگی بر اساس فلسفه‌ی شخصی زندگی لوئیز ال. هی نوشته شده است.

او در این کتاب از تفکرات خودش می‌گوید: تفکراتی مانند اینکه این افکار انسان‌ها است که زندگی و آینده‌ی آن‌ها را می‌سازد،

همه‌ی ما انسان‌ها در برابر تجربیاتی که داریم، مسئول هستیم،

ما با به دست آوردن قدرت زندگی کردن در لحظه می‌توانیم از آن لذت ببریم و …

کتاب شفای زندگی تمرینات مختلفی هم برای هر بخش دارد.

با مطالعه و انجام تمرین‌های هر بخش، می‌توانیم تغییراتی که در زندگی‌مان پیش میاید را به وضوح ببینیم و زندگی پر از آرامشی را تجربه کنیم.

شفای زندگی اثر لوییز هی

لوییز هی کیست؟

لوییز هی (انگلیسی: Louise Hay‎؛ زادهٔ ۸ اکتبر ۱۹۲۶- درگذشته ۳۰ اوت ۲۰۱۷) یک سخنران انگیزشی، و نویسنده اهل ایالات متحده آمریکا است.

او بنیان‌گذار انتشارات «خانه هی» است.

او چندین کتاب در زمینه نو اندیشی و خودیاری نوشته است که از جمله می‌توان به کتاب شفای زندگی که در سال ۱۹۸۴ منتشر شد،

اشاره کرد، وی در سی اوت ۲۰۱۷ فوت کرد.

خلاصه ای از کتاب

این کتاب به گونه‌ای تنظیم شده است که شما واقعاً در حال انجام جلسه‌ای با لوئیز ال. هی هستید.

هر فصل با یک تأیید آغاز می‌شود و با یک درمان بسته می‌شود – جریان ایده‌های مثبت که برای تغییر فکر شما طراحی شده است.

کتاب به چهار بخش اصلی تقسیم می‌شود که دسترسی به اطلاعات مورد نظر در فهرست را آسان می‌کند.

شفای زندگی اثر لوییز هی

قسمت اول، مقدمه، نگاهی بیرونی به فلسفه و باورهای لوئیز دارد.

او بر روی نیازهای ما تمرکز می‌کند تا به درستی ما را با هر یک از آن‌ها آشنا کند.

نکوهش، گناه، ترس و خصومت چهار متهم اصلی هستند که بیشترین مشکلات را ایجاد می‌کند.

او اشاره می‌کند که تنها چیزی که ما با آن برخورد می‌کنیم، تفکر ما است و یک فکر می‌تواند تغییر کند!

او می‌گوید چنین تغییری چشم اندازی بزرگ به نحوه تغییر و تحول در زندگی و خودسازی در رفتار و احساسات است.

پس نخست باید با تفکرتان به جنگ بپردازید.

لوئیس به طور کامل توضیح می‌دهد که چگونه هر اندیشه‌ای که ما در حال حاضر به آن فکر می‌کنیم آینده ما را می‌سازند.

او بحث می‌کند که چگونه گناه و ناراحتی، الگوهای بسیار آسیب‌زایی هستند که موجب بیماری در بدن ما می‌شوند و چگونه با آزاد سازی این الگوها خود را درمان می‌کنیم.

شفای زندگی اثر لوییز هی

او داستان مبارزه او با سرطان را توضیح می‌دهد و اینکه چگونه خودش بدون موارد پزشکی (از جمله شیمی‌درمانی) خود را شفا داد،

اما به جای استفاده از روش‌های بهبود جایگزین، باورهای جدیدی را به وجود آورد و ذهن خود را آماده شرایط جدید کرد.

تمام قسمت دوم، یک جلسه اختصاصی با لوئیز ال. هی است که خواننده را غوطه‌ور در معیارهای تغییر اندیشه و زندگی می‌کند.

کتاب با همراه کردن خواننده، مشکلات او را شناسایی می‌کند، اگرچه این نکته را بیان می‌کند که عدم عشق ورزیدن به خود واقعاً عامل کلیدی برای همه مشکلات ماست!

شفای زندگی اثر لوییز هی

او در ادامه کتاب چند تمرین را پیشنهاد می‌دهد، یکی از آن‌ها «کار آینه» نامیده می‌شود. این تمرین بسیار کاربردی است

و می‌تواند به عنوان روال روزانه مورد استفاده قرار گیرد.

شما روبروی آینه قرار می‌گیرید و به آن نگاه می‌کنید و می‌گویید: «من دوست دارم شما را دقیقاً همان‌طور که هستی قبول کنم.» قبل از رفتن به رختخواب به

عنوان یک آیین روزانه، این کار را انجام دهید.

بعد از مدتی، من خودم را دوست خواهم داشت.

من خودم به خودم گفتم چطور زیبا هستم، خودم را تحسین کردم برای آن کار عالی که در آن روز انجام دادم،چه زیبا و احمقانه و شگفت انگیز و زیبا بودم.

این یک گفتگوی روزانه ساده از تمرین آینه است.

همانطور که قبلاً ذکر شد، شايد قدرتمندترين ايده کتاب کشف اين است که «مهم نيست چه مشکلی وجود دارد، هر چه هست از افکار ما می‌آيد و الگوها انديشه می‌توانند تغيير کنند.» می‌دانیم که ما افکارمان را کنترل می‌کنیم، ولی افکار کنترل ما را نمی‌پذیرند زیرا بسیار قدرتمند هستند!

کتاب در مورد مقاومت فکر ما در برابر تغییر و بسیاری

از مکانیزم‌های دفاعی که به طور فعال در برابر این تغییرات ایستادگی می‌کنند، توضیح می‌دهد.

باورهای ما، خودپنداری، ترس، انکار و دادن قدرت به دیگران، مورد بررسی قرار می‌گیرند.

در کتاب ابزار و شیوه‌هایی برای کمک به تغییر تفکر، پیشنهادات و تأییداتی که ممکن است مفید باشد گنجانده شده است.

شفای زندگی اثر لوییز هی

قسمت سوم، قرار دادن این ایده‌ها برای کار است.

روابط، کار، موفقیت و رونق تنها چند موضوع مورد بررسی است.

ال. هی پیشنهادات بیشتری را در رابطه با هر یک از این موارد ارائه می‌دهد تا به نتایجی که در زندگی می‌خواهیم دست یابیم.

لیستی کامل از مشکلات رایج در کتاب بیان شده است که همراه با علل احتمالی و الگوهای فکری جدید برای کمک به از بین بردن مشکل و اختلال وجود دارد.

او در کتابش می‌گوید: «تلاش برای از بین بردن علائم بدون انجام کار درست برای حل مشکل بی‌فایده است.

لحظه‌ای که نیروی اراده خود را آزاد می‌کنیم، علائم دوباره به وجود می‌آیند.» همچنین او به داشتن افکار مثبت و دوری از افکار منفی نیز صحه می‌گذارد.

از افکار منفی دور شوید: «من نمی‌خواهم چاق باشم»، «نمی‌خواهم ناراضی باشم»

در عوض، روی آنچه که انجام می‌دهید تمرکز کنید، مثلاً «من سالم، بلند و باریک هستم»، «من خوشحالم و آزاد هستم».

یاد بگیرید از تاییدات مثبت استفاده کنید، مثلاً: «من … هستم.» در جای خالی ویژگی‌های مثبت خود را قرار دهید.

یکی دیگر از مزایای بزرگ کتاب این است که چگونه لوئیز شرح می‌دهد که برخی از مسائل اصلی عاطفی که ما در زندگی خود با آن مبارزه می‌کنیم می‌تواند به عنوان بیماری در بدن ما ظاهر شود.

او فهرست جامعی از بیماری‌ها که مسئله اصلی یا مسائل مربوط به هر بیماری را شامل می‌شود

و یک راه‌کار پیشنهادی را برای کمک به درمان مشکل ذکر می‌کند.

شفای زندگی اثر لوییز هی

قسمت چهارم، نتیجه گیری داستان لوئیز ال. هی است.

جایی که دیگر کتاب برای شما به منبع الهام تبدیل شده است.

شما در این کتاب نه تنها با یک زن گفتگو می‌کنید، بلکه او بارها شما را به پیاده‌روی در بیرون از خانه دعوت می‌کند.

این باعث می‌شود که کتاب بیش از اندازه معنادار باشد، زیرا به تمام هدایای شگفت انگیزی که او با خوانندگانش به اشتراک می‌گذارند، تجربیات خود نویسنده نیز در کتاب گنجانده شده است. در نتیجه گیری پایانی کتاب، توصیه‌هایی برای بهبود زندگی نیز به تفصیل بیان شده است.

شفای زندگی اثر لوییز هی

جملاتی از کتاب

«برای هر تغییری ابتدا باید به این مسئله برسیم که الگوی ذهنی‌مان کاملا اشتباه و یا احمقانه است.

اگر این چنین فکر کنیم، الگوی ذهنی‌مان راحت‌تر تحت تاثیر قرار می‌گیرد و ما می‌توانیم مقاومت خوبی از خود در مقابل تغییر آن نشان دهیم.

همین مقاومت نشان دادن می‌تواند اولین مرحله تغییر درون ما باشد، اگرچه چندان قابل لمس نیست.

به طور کلی صبر و تحمل نشان دادن از خود در برابر چیزی، نیز نوعی تغییر به حساب می‌آیند.

زیرا ما یاد می‌گیریم که تا ادامه تغییرات کلی، شرایط را تحمل کنیم و منتظر نتایج آن می‌مانیم.

به عبارت ساده‌تر هنگامی که ما می‌خواهیم از اتاقی به اتاق دیگر برویم، ابتدا باید از جای خود برخیزیم،

بدون اینکه تصمیم به انجام کاری بگیریم، اگرچه برخاستن ما کار خاصی نیست، اما شروعی برای حرکت و تغییر مکان است.

آیا برخاستن ما تفاوتی با نشستن ما ندارد؟ آیا کسی می‌تواند همانطور در حال نشسته، به اتاق دیگر برود،

ادعا کند که می‌خواهد حرکتی از خود نشان دهد؟

در واقع برخاستن گرچه کار بسیار ناچیزی است، اما می‌تواند شروعی برای تغییر و یا حرکت از جایی به جای دیگر باشد.»

پاسخ دهید